ميرزا شمس بخارايى
206
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
134 / 17 - آندخود جغرافيانويسان اين نام را با ريختهاى گوناگون : انخود ، انخد ، اندخى و اندخود آوردهاند . حدود العالم / 98 ؛ منتخب التواريخ معينى / 232 ؛ مراصد الاطلاع ، ج 1 / 122 ؛ صورة الارض / 177 ؛ احسن التقاسيم ، ج 2 / 508 . در سدههاى ميانه اندخوى - كه مركز آن اشترج و كندرم بوده - بزرگترين شهر جوزجان شمرده مىشد . مسالك و ممالك / 270 . به گفتهء ابن حوقل ، اندخوى شهر كوچكى است در ميان بيابان ، هفت قريه اطراف آن است كه اكراد دامپرور ( صحرانشين ) در آنجا سكونت دارند . صورة الارض / 177 ؛ ارباع خراسان / 435 ، 398 . كلاويخو ، آندخوى را سرزمين تاجيكنشين مىداند . او زبان مردم آن را با زبان فارسى معمول ، اندكى متفاوت دانسته است . از محتواى گفتار وى پيداست كه در روزگار وى تا دو فرسنگى ، پيرامون شهر را بيشه و تاكستان و درّههاى سرسبز فرا گرفته بود . سفرنامهء كلاويخو / 201 و 202 . در اين مورد ، گفتههاى عبد اللّه خوافى ( تاريخنگار و جغرافيانويس دورهء تيمورى ) تقريبا با نوشتههاى پيشينيان شباهت تام دارد . او فاصلهء اندخوى را تا آب آمويه پانزده فرسنگ ذكر كرده است . جغرافياى تاريخى خراسان / 48 . تيمور بنا به درخواست سيّد بركه - كه پيرو مقتداى وى بود - اندخوى را وقف حرمين كرد و سيّد بركه را به سرپرستى آن برگزيد . به گفتهء اسفزارى ، در روزگار سلطان حسين بايقرا ، هر سال مقاماتى از مكّه و مدينه براى جمعآورى در آمد اوقاف به بلخ كه مركزيت داشت مىآمدند . سيّد بركه و يارانش در مقابل درآمدى كه به آنان مىسپرد ، حقوقى نيز دريافت مىكرد كه حقّ توليت نام داشت . زندگى شگفتآور تيمور / 19 ؛ منتخب التواريخ معينى / 282 ، 283 ؛ روضات الجنات فى اوصاف مدينه هرات ، ج 1 / 171 . در عصر صفوى بيرام بيگ قرامانى 917 ه . ق / 1511 م ، حكومت بلخ و شبرغان و اندخوى را در دست داشت . ايران در زمان شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوى / 139 در سال 977 ه . ق ، ازبك خان بر اندخوى تسلط داشت و ميدان تاخت و تاز او تا جام نيز مىرسيد . مرآة البلدان ، ج 4 / 1990 . محمود بن ولى بلخى ( 1044 ه . / 1634 م ) تاريخنگار دربار ندر محمّد خان